محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1394
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سلمى بر شتر مادر خويش ايستاده بود و مانند وى حرمت و عزت داشت ، مىگفتند : « هر كه شتر او را رم دهد صد شتر جايزه دارد . و اين به سبب حرمت وى بود . » در اين جنگ خاندانها از طايفهء خاسى و هاربه و غنم نابود شد و بسيار كس از طايفهء كاهل كشته شد . جنگ ، سخت بود . گروهى از سواران اسلام به دور شتر فراهم آمدند و آن را پى كردند و بكشتند و يكصد مرد به دور شتر كشته شد . خبر فيروزى اين جنگ بيست روز پس قره به مدينه رسيد . سهل گويد : حكايت جواء و ناعر چنان بود كه اياس بن عبد ياليل پيش ابو بكر آمد و گفت : « مرا به سلاح مدد كن و سوى هر گروه از مرتدان كه خواهى بفرست . » ابو بكر سلاح به دو داد و فرمان خويش بگفت ، ولى او به خلاف مسلمانان برخاست و در جواء مقام گرفت و نجبة بن ابى الميثاء را كه از بنى شريد بود بفرستاد و گفت به مسلمانان تازد و او به مسلمانان طايفهء سليم و عامر و هوازن حمله برد . وقتى ابو بكر از كار وى خبر يافت كس پيش طريفة بن حاجز فرستاد و گفت كه كسان را فراهم كند و به جنگ اياس رود و عبد الله بن قيس خاسى را نيز به كمك او فرستاد و طريفه چنان كرد كه ابو بكر خواسته بود و به تعقيب نجبه برخاستند و او گريزان شد و در جواء رو به رو شدند و جنگ شد و نجبه كشته شد و اياس گريخت و طريفه به دو رسيد و اسيرش كرد و سوى ابو بكر فرستاد و او بگفت تا در نمازگاه مدينه هيزم بسيار آماده كردند و آتشى افروختند و او را دست و پا بسته در آتش انداختند . ابو جعفر گويد : حكايت اياس در روايت عبد الله بن ابى بكر چنان است كه گويد : يكى از بنى سليم كه اياس بن عبد الله نام داشت پيش ابو بكر آمد و گفت : « من مسلمانم و مىخواهم با مرتدان جهاد كنم ، مرا مركب بده و كمك كن . » ابو بكر مركبى به دو داد و سلاح داد و او برفت و متعرض كسان از مسلمانان و مرتد مىشد و اموالشان را